کعبه رحمت
به سبب آنکه شنیده بودم اول شعبان درب کعبه جهت شستشو باز میشود و روایاتی هم دیده بودم در باب استجابت دعا مادامی که درب کعبه باز است. لذا به گونه ای تاریخ سفر رابرگزیدیم که ۲۷ رجب مبعث رسول الله و اول شعبان را در مکه مکرمه باشیم بگذریم که این نقطه از زمین سرزمین عجایب است و جای جای مکه و مسجد الحرام محل استجابت دعاها و استقرار فرشتگان الهی است....در هر حال این واقعه رحمت در رحمت بود.
![]()
از روز های قبل ولوله ای در میان زوار می گشت و همه از هم زمان باز شدن درب کعبه را می پرسیدند. تا اینکه در یکی از شبها و در ساعات آخر شب متوجه بالابری شدیم که به زحمت خود را در مقابل درب رسانید و علیرغم جمعیت بسیار عده ای از خدام حرم پرده آویزان کعبه را از جلو درب کعبه بالا زدند.
یقین برای ما حاصل شد که فردا موعد مذکور می باشد.
صبح سحر بعد از نماز کم کم جمعیت مشتاق خود را به آستانه درب کعبه می رسانیدند.ناگهان حرم امن الهی پر شد از نظامی های لباس پلنگی دولت سعودی که حلقه وار گرداگرد کعبه را فراگرفتند.و در چند ردیف بازوان خود را در هم تنیدند.آنروز قرار بود وزیر علوم (زاهدی ) نماینده ایران باشد در ان مراسم جهت دخول در کعبه و انجام اعمال وارده داخل کعبه که در کتب ادعیه آمده است .پلکان متحرک به زحمت از میانه مسلمانان خود را به کعبه رسانید.فشار جمعیت و عکس گرفتن های متعدد با موبایل و بویژه صلوات و دعای فرج جماعت ایرانی حسابی سعودی ها را کلافه کرده بود.
![]()
درب کعبه باز شد.مسجد الحرام را بانگ الله اکبر پر کرده بود.الان موقعیت خوبی بود که عقده های خویش را رها سازیم.در میانه جماعت جوان ایرانی که در قالب عمره های دانشجویی عزیمت کرده بودند و با گوشه نگاهی به اطراف بانگی بر آوردم که الموت لاسرائیل الموت لامریکا همه می گفتند.....فرزاد جمشیدی مجری مسلط تلویزیونی هم گویا در ارتباط مستقیمی با تلویزیون ایران از طریق موبایل لحظه به لحظه گزارش می داد.صحنه جالبی بود ماموران امر به معروف و نظامی های سعودی که حتی در طبقات بالایی مسجد هم به طور مسلح استقرار یافته بودند هیچ غلطی نمی توانستند بکنند.اینجا دیگر توان کنترل جمعیت را نداشتند........
![]()
دعای فرج خواندن در آن میانه زبان دل جماعتی بود که امید به آن روزی داشتند که همینطور به درب کعبه زل زده باشند و مهدی موعود را در حال ایراد خطابه نظاره کنند....در واقع هیجان این مراسم از این بابت بود که این واقعه تداعی کننده آن صحنه برای بسیاری بود.........
تا چند ساعتی این مراسم ادامه داشت ایرانی هایی که خواب مانده بودند و هیجان سحر حرم الهی را از دست داده بو خود را از هتل ها به مسجد الحرام می رساندند که شاهد مراسمی باشند که معلوم نبود دیگر ببینند.یک طرف مسجد الحرام خالی از جمعیت شده بود.کاروانهایی که تازه از مدینه رسیده بودن خسته منتظر آن بودند که بتوانند اعمال خویش را انجام دهند و خورشید مکه همچنان سوزان..........