مهربانی خداوند به ابولهب
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿۲﴾ سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ﴿۵﴾
دشمنی عموی پیامبر بر هیچ کس پوشیده نیست. کسی که پیامبر رحمه للعالمین با او قطع رحم کردند.
سرنوشت دنیایی ابولهب:
در روايات آمده است كه بعد از جنگ بدر و شكست سختى كه نصيب مشركان قريش شد ، ابو لهب كه شخصا در ميدان جنگ شركت نكرده بود پساز بازگشت ابو سفيان ماجرا را از او پرسيد.
ابو سفيان چگونگى شكست و درهم كوبيده شدن لشگر قريش را براى او شرح داد ، سپس افزود : به خدا سوگند ما در اين جنگ سوارانى را ديديم در ميان آسمان و زمين كه به يارى محمد آمده بودند ! در اينجا ابو رافع يكى از غلامان عباس مىگويد : من در آنجا نشسته بودم ، دستم را بلند كردم و گفتم : آنها فرشتگان آسمان بودند .
ابو لهب سخت برآشفت و سيلى محكمى بر صورت من زد ، و مرا بلند كرده بر زمين كوبيد ، و از سوز دل خود پيوسته مرا كتك مىزد ، در اينجا همسر عباس ام الفضل حاضر بود چوبى برداشت و محكم بر سر ابو لهب كوبيد ، و گفت : اين مرد ضعيف را تنها گير آوردهاى ! سر ابو لهب شكست و خون جارى شد ، و بعد از هفت روز بدنش عفونت كرد و دانههائى همچون طاعون بر پوست تنش ظاهر شد ، و با همان بيمارى از دنيا رفت.
عفونت بدن او به حدى بود كه جمعيت جرأت نمىكردند نزديك او شوند ، او را به بيرون مكه بردند ، و از دور آب بر او ريختند ، و سپس سنگ بر او پرتاب كردند تا بدنش زير سنگ و خاك پنهان شد ! .
شب جمعه گذشته حاج آقا معمار روایت عجیبی از کتاب کهل البصر محدث قمی نقل کردند:
ماجرا مربوط به ولادت حضرت پیامبر می باشد.گویا زمانی که ثوبیه کنیز ابولهب خبر ولادت فرزند عبدالله را در روز دوشنبه 17 ربیع الاول به ابولهب داد وی اول از روی تعصب جاهلی از جنس بچه سوال کرد و سپس از نام آن.ابولهب آنچنان از تولد فرزند برادر خوشحال شده بود که کنیز خود را آزاد کرد و به او مژدگانی داد.
ایشان به نقل از امام صادق فرمودند خداوند به بهانه شعف و خوشحالی که ابولهب در روز دوشنبه 17 ربیع ال الاول از ولادت حضرت محمد پیدا کرد از عذاب وی در روزهای دوشنبه می کاهد.
واقعا میزان مهربانی خداوند و عزیز بودن حبیبش در این روایت مشخص می شود.
در ادامه نویسنده در کتاب کهل البصر می نویسد:
اگر خداوند متعال با ابولهب كافر كه در آتش است و در نكوهش او سوره اى از قرآن بر پيامبر نازل كرده است به علت خوشحال شدنش در شب تولد پيامبر صلى الله عليه و آله چنين رفتار مى كند ، پس چگونه است حال مسلمان خداپرست از امت پيامبر صلى الله عليه و آله كه از تولد رسول خدا مسرور شده آنچه را كه به دست مى آورد به ميمنت اين روز بزرگ خرج مى كند؟ هنوز مسلمانان به خصوص در شهر مكه مكرمه ماه تولد حضرتش را جشن مى گيرند. و من در هندوستان چيزى بزرگتر و باشكوهتر از مردم مكه ديدم : آنان ميهمانيها برپا داشته در آن شبها صدقات مى دهند. اظهار سرور و شادمانى كرده بر خيرات و مبرات مى افزايند و علاقه زيادى به خواندن روايات ولادت حضرتش دارند. و در اين مورد خير و بركت بر آنها نازل مى شود و از الطافى كه مورد تجربه قرار گرفته اين است كه آن سال بر كسانى كه اين چنين جشنها و ضيافتهايى را برپا مى كنند سال بركت و امنيت و آسايش خواهد بود. خداوند متعال ما و شما را در جهت انجام كارهاى خير و نيكو موفق بدارد و ما را به راه سنت پيامبر هدايت فرمايد. او ما را بس است و چه نيكو روزى دهنده اى است !.