رای
تصویر زیر دو نمای متفاوت از رای دادن مادربزرگ 80 ساله و فاطمه سادات 2 ساله است.
![]()
تصویر زیر دو نمای متفاوت از رای دادن مادربزرگ 80 ساله و فاطمه سادات 2 ساله است.
![]()
آغاز سال 91 با سفری که نه ساعت آنرا می دانی و نه مکان اقامتت و نه برنامه طول سفر را می تواند خاطره انگیز باشد.اینبار قرعه سفر کربلا برای ما از طریق هوایی میسر شده بود.ال سی دی فرودگاه مقصد را بغداد نشانه رفته بود .اما بناگاه پس از تحویل چمدانها تابلو به مقصد نجف تغییر یافت.دلیل آن هم برگزاری اجلاس سران عرب در بغداد بود. معنی این تغییر این بود که 4 ساعت اتوبوس نشینی بغداد تا نجف حذف شده است.راس ساعت 8 صبح حرکت ما آغاز شد و 1 ساعت بعد بعد از گذر از فراز نخلهای سرسبز نجف به فرودگاه نجف وارد شدیم فرودگاهی نه چندان بزرگ که به همت شرکت هایایرانی فعال شده است و در آن روز مملو از هواپیماهای ایرانی و غیر ایرانی شده بود.به گونه ای که ورود چندین پرواز به نجف اشرف معطلی بسیاری را برای زایران برای کنترل پاسپورت در پی داشت.
![]()
1- در نجف و پیرامون حرم مطهر به زحمت فراوان و سوال های بسیار به مکتب امیرالمومنین و و مقبره علامه امینی صاحب الغدیر رسیدم. در میانه کوچه های تنگ مسیر مدرسه شیخ انصاری و مسجد هندی محل اقامه نماز جماعت امام خمینی را هم مشاهده کردم مکانهایی که آدمهای بزرگی از ان خارج شده اند.کتابفروشی های داخل این بازار هم جالب توجه بود در موضوعات مختلف کتاب بود .یاد جمع آوری کتب خطی توسطآیت الله مرعشی نجفی افتاده بودم.لابد از لابلای همین بیغوله ها هنوز هم چنان کتابهایی هستند
![]()
.با سوال از این و آن به منزل حضرت امام در ایام اقامت در نجف رسیدم.مکانی که اگرچه هزار کیلومتر تا تهران فاصله داشت اما اتاق فکر و هدایت انقلاب اسلامی و مکان تردد بسیاری از سیاسیون بود.جا دارد از طرف حکومت ایران در بهسازی و خارج نمودن این مکان از این حالت اهتمام شود.در همین نزدیکی بیت مرجع عالیقدر آیت الله سیستانی قرار دارد. عالمی که شاید الان بیشترین مقلد را در جهان تشیع داشته باشد.کوچه ای که بیت ایشان در آن قرار دارد جداگانه بازرسی های خودش را دارد.غیر از چند سال پیش که ایشان برای عمل جراحی به لندن تشریف بردند دیگر از این مکان خارج نشده اند حتی برای زیارت تا حرم امیر المومنین. تا حرم 150 قدم بیشتر نبود هرچه با خودم کلنجار رفتم دلیل موجهی برای این سکون و رخوت نیافتم.مطمئنا جایگزینی برای آیت الله سیستانی در آینده وجود ندارد.ظرفیتی که از آن استفاده نمی شود.
2-از هتل زمزم در نجف به سمت کربلا حرکت می کنیم در میانه راه زیارت دو طفلان مسلم در برنامه قرار دارد. جالب است در جاده این مکان چند مورد از این امامزاده های ابن و بنت این امام و آن امام هم به چشم می خورد کلا در عراق چیزی که فراوان است زیارتگاه است. همه در مرقد دو طفلان تجدید قوا می کنند.حواس همه به کربلاست.نزدیکی های ظهر به دروازه کربلا می رسیم.هتل ما جرش و در نزدیکی حرم حضرت عباس و کنار نهر حسینی یادگار شاه عباس صفوی قرار دارد.نقطه مقابل آرامش کلیسا و حرم نبوی حرم های عتبات عالیات است.آشفتگی موج می زند. عادت به زیارتنامه خوانی های دسته جمعی زوار ایرانی و تکیه به مداح و روحانی در حرمهای ائمه معصومین و در مکانهایی مثل مسجد کوفه و سهله که خلوت شخصی و آرامش باید حرف اول را بزند به شدت آزار دهنده است.در حرم امام حسین خصوصا بعد از نمازهای جماعت به فاصله های خیلی کم هرکس ساز خودش را می زند یکی با فریاد بلند زیارت عاشورا می خواند .دیگری مداحی می کند.انطرف تر یکی به ترکی نوحه می خواند.در وسط صحن یک هیات از جوانان تهرانی دور برداشته اند و سینه زنی سنگین و طولانی می کنند.پاکستانی ها هم کمی دور تر نشسته به سبک خودشان عراقی ها هم با بلندگو سینه زنی می کنند.خلاصه بازار شام است نه حرم امام حسین.حرمی که شبانه روز ملایک طواف می کنند و محل عبور انبیا می باشد نباید چنین باشد.باید فکری در این زمینه کرد.
![]()
![]()
3-خوشبختانه شب جمعه کربلا را درک می کنیم و صبح جمعه به سمت سامرا حرکت می کنیم تا به حال این دو امام معصوم را زیارت نکرده ایم.از کربلا تا سامرا 4 ساعت راه است.سامرا در شمال عراق قرار دارد.در میانه مسیر گنبد و بارگاه ابراهیم ابن مالک اشتر خودنمایی می کند. راننده اتوبوس از دور قبه حرم عسگرین را نشتن می دهد.آنچنانکه ما فهمیدیم حرم اکنون در گوشه ای از شهر و کمی بالاتر از سطح شهر قرار دارد.از روی یک سد که دو طرف ان را اب احاطه کرده است به پارکینگ می رسیم.مشخص است که وضعیت امنیتی شهر خوب نیست .انگار همه اماده شلیک هستند.سریع وارد محدوده امنیتی می شویم. آنچه مشخص است این است که بعد غاز ان انفجارتمام محدوده حرم تا شعاع خاصی خالی از سکنه و مغازه و هتل و .. شده است.بازرسی هاس خیلی دقیق است حتی خودکار هم اجازه ورود ندارد.هوا هم به شدت گرم است و مسیر پیاده روی هم طولانی.کنبد نمایان شده است. گنبدی که اینبار به مراتب محکمتر ساخته شده طلاکاری گنبد هم آغاز شده است.مشخص است انفجار در حدی بوده که تمام ساختمانها و شیشه های هتل های اطراف حرم را تخریب کرده است.وضعیت اسفباری است. تل خاک و اجر و میلگرد های مخروبه حاصل از انفجار بیرون حرم روی هم انبار شده اند.در میان حرم ائمه حرم سامرا چند ویزگی دارد مهمترین ان هم این است که این محل خانه امام هادی و عسگری بوده است. محل تولد امام زمان نیز همینجاست. داخل ضریح هم غیر از دو امام معصوم نرجس خاتون مادر امام زمام و حکیمه خاتون عمه امام زمان و دو امامزاده دیگر قرار دارد که البته قبر اندو نمایان نیست.یکی از فرزندان امام عسگری که مشهور است صدای ایشان شبیه صدای امام مهدی بوده است داخل همین ضریح قرار دارد.فضای به شدت تنگ است و زوار بسیاری اینجا امده اند .جمعه است و گویا نمازجمعه هم در حرم اقامه می شود.فرصت فقط در حدی است که یک زیارت جامعه که از امام هادی به مارسیده است بخوانیم.باید سریع به ماشینها برسیم. در مسیر خاطرات پدربزرگم که با ضریح سامرا سال 1335 به عراق آمده بودند را مرور می کنم ضریحی و مرقدی که اثری از شکوه قدیمش نیست.

4 -امامزاده سید محمد مقصد بعدی است.امام زاده ای که اهل عراق حتی اهل تسنن به آن اعتقاد عجیبی دارند. گوسفند های زیادی در مسیر به چشم می خورد که برای نذر به فروش می رسند.فلسفه گهواره هایی هم که در این زیارگاه دیده می شود این است که کسانی که بچه دار نمی شوند به این حرم می ایند و داخل این گهواره ها پول می ریزند امید دارند بچه دار شوند.نماز ظهر و عصر ر ا خواندیم و به سرعت مسیر گرم را طی کردیم و سوار بر اتوبوسها ناهار را میل کرده و عازم کاظمین شدیم.
5- عصرگاه به کاظمین و ترافیک بغداد رسیدیم.بخاطر اینکه یکی از همسفرهایمام گوشی اش را در امامزاده محمد جاگذاشته بود کلی در میانه راه معطل شدیم تا وی با تاکسی برود و گوشی اش را بیاور.این یعنی اینکه پارکینگهای نزدیک حرم دیگر پر شده بودند و یکی دو میدان دورتر از حرم پارکینگ ما شده بود پیاده به سمت حرم رفتیم.دیگر وقت اذان بود .برای زایرانی که چند ساعت پیش حرم سامرا را دیده بودند وضعیت کنونی حرم کاظمین بسیار جلوه می نمود.حرم بزرگ و تمیز و آباد.حرمی که به مناسبت ایام فاطمیه مملو از جمعیت بود و سخنران در حال ایراد سخنرانی.
6-قصر السدیر هتل ما در بغداد است.نزدیک همان میدانی که مجسمه صدام را پایین کشیدند.هنوز پایه های مجسمه باقی است.هتل فلسطین هم که بهترین هتل بغداد است و زمانی زایران ایرانی یک شب شام میهمان صدام بودند خودنمایی می کند.اگرچه بغداد کمی متفاوت تر از شهرهای دیگراست و چند ساختمان مدرن و گل و چمن هم در آن یافت می شود اما اکنون جنگ زده است. این کاملا مشهود است یک شهر مرده پیش روی ماست.
سر میز شام صحبت از صدام شده بود و سر انجامش.با خودم گفتم سردار قادسیه که شش روزه می خواست تهران را بگیرد سر از خاک بلند کند و ببیند چگونه ایرانی ها عراق را فتح کرده اند.جمعیت ایرانی ها انچنان است که هتل های بغداد و کاظمین فقط 1 شب می توانند میزبان زوار ایرانی باشند.
![]()
7- سحر بعد از نماز صبح سریعا به طرف فرودگاه بغداد حرکت کردیم اگرچه پرواز ما ساعت ده و نیم بود اما بازرسی های مکرر و تفتیش های بی اندازه نیاز به زمان زیادی دارد.چندین مرحله بازرسی توسط سگهای مواد یاب و نیروهای امنیتی همه را کلافه کرده بود.بالاخره حدود ساعت ده و نیم به سالن فرودگاه رسیدیم .مطار بغداد اگرچه از یادگارهای صدام است اما مدرن به نظر می رسد.اما به لحاظ امکانات زیر صفر است.گویا اخیرا شرکت شمسا تعدادی چرخ دستی به فرودگاه هدیه کرده است.بالاخره بعد از 1 ساعت تاخیر به اصفهان رسیدیم و درب منزل با فرشتگان مشایعت کننده زوار حسینی تا سفر بعدی خداحافظی کردیم انشاالله.............
مرور خاطرات ۲۹ شعبان در سالی که در مکه حضور داشتم و همزمان شد با شستشوی کعبه همواره برای اینجانب خاطره انگیز است.تجمع شیعیان در صحن مسجد الحرام به گونه ای بود که کنترل از دست ماموران مسلح سعودی خارج شده بود .صلوات های بلند و زمزمه دعای فرج در قلب حکومت سعودی تمرینی بود برای روزهایی که انشا الله ایرانی ها در این مکان مقدس بتوانند آزادانه اعمال مذهبی خود را انجام دهند.شبیه آن چیزی که امروز و بعد از خفقان حکومت صدامی در کربلا و نجف جریان دارد.همه اینها بهانه ای شد برای این عکس که مربوط به ۹۳ سال پیش است و از آن روز تا اکنون هنوز به طور رسمی تکرار نشده است.

در 29 ربیع الاول سال 1366 هجری قمری «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» به همت آیتالله العظمی بروجردی و شیخ محمد شلتوت تشکیل شد تا سرآغازی برای دستیابی به اتحاد جهان اسلام باشد. اکنون و پس از گذشت کمتر از 7 دهه، برخی دیدگاههای متحجرانه مانع از تحقق این اتحاد شده است.تصویری که در این مطلب مشاهده میشود متعلق به سال 1340 هجری قمری است که در جریان آن نماز جماعت حرم مکی به امامت مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین عاملی اقامه شده است.ماجرا از این قرار بود که علامه شرفالدین در سال 1340 هجرى قمرى آماده سفر حج شد و از بیروت با یک کشتى همراه با تنى چند از یارانش به سوى خانه خدا حرکت کرد. حج آن سال به خاطر حضور شرفالدین یکى از باشکوهترین مراسم حجى بود که تا آن روزگار مکه به یاد داشت. او در غبارروبى و عطر افشانى خانه کعبه همراه «ملک حسین» (پادشاه وقت عربستان) شرکت کرد و به خواست او نماز جماعت را در مسجد الحرام اقامه نمود. این نخستین نماز جماعتى بود که در مسجد الحرام به امامت یک عالم شیعى برگزار مىشد و همه مسلمانان اعم از شیعه و سنى پشت سر او نماز خواندند.علاّمه شرف الدین رهبر شیعیان لبنان بود که در سال 1290 هجری در شهر کاظمین به دنیا آمد و تلاشها و مبارزات بسیاری در راه شیعیان مبذول داشت و در سال 1377 هجری قمری درگذشت.وی کسی بود که شخصا از امام موسی صدر برای رهبری و زعامت شیعیان لبنان دعوت کرد.

اصغر فرهادی (زادهٔ ۱۳۵۱ در سده-اصفهان خمینی شهر) کارگردان و فیلمنامهنویس ایرانی است.......(منبع: ویکی پدیا)
من نه اضغر را می شناسم نه فیلمهایش را .هیچکدام را هم تا به حال ندیده ام .علاقه ای به دیدن فیلم هم ندارم همچنانکه هنوز اخراجی های 3 را هم ندیده ام.
فقط لازم دیدم این افتخار اخیر را به مردم خمینی شهر تبریک بگویم انصافا برگ زرین دیگری بود بر افتخارات خمینی شهر.راستی کسی می دونه پدر اصغر فرهادی چکاره بوده؟
همینطوری...................
از سری نوشته های اصفهان ناشناخته بی مناسبت ندیدم که یکی از عکس های اصفهان قدیم را با یکی از عکس های اصفهان جدید در وبلاگ قرار دهم.عکس قدیم را از یکی از کتابهای قدیمی اسکن کردم و عکس دوم هم مربوط به همین چند روز پیش اصفهان است.وجه اشتراک هر دوی این عکس ها تعجب مردمان روزگار است.
مردم آن زمان از حجم بالای آب و سیلاب زاینده رود تعجب کرده اند که از دهانه های بالایی پل شیری یا همان پل مارنان در حال عبور است.همان مردم اکنون سر از خاک بردارند و ببینند بعد از نیم قرن جریان و مقداری آب گل آلود چه غوغا و شگفتی در بین مردم و رسانه ها بپا می کند. مردمی که در انتظار قطرات آب هستند.در هر حال چه قدرتی دارد این آب روان..........
حیف که قدیم الایام نه دوربین بدردبخوری بوده و نه موبایل و نه وبلاگ و رسانه های امروزی وگرنه اتفاقات جالبتری نسبت به این روزها رخ می داده است.
![]()
![]()
امام و خطیب حرم پیامبر(ص) در مدینه منوره در اقدامی که تعجب نمازگزاران را برانگیخت، نماز خود را چند ثانیه پس از شروع قطع کرد و از محراب خارج شد. ...

1-یک خانمی که صورتش شدیدا سوخته و اصرار داره همه اون را ببینن و .....
2-چند تا آدمی که شش انگشتی هستن و قد های کوتاه و چهره های کمیک دارند......
3- یک زن و شوهر عاشق که دومی معتاد و دزد و ... بوده و در میانه مصاحبه انواع حرکت های غیر معمول و حرف های زشت میزنه و مدام از خاطرات خلافکاریش تعریف می کنه........
4-دو نفر خانم چادری که مرده شور هستن و در رسانه ملی دارن از شغلشون تعریف و تمجید می کنن و خاطره می گن....
5-یک پدر و مادر همراه دو قلوهایی که از شکم به هم چسبیده اند و فقط چند ماه دارن....
6-بخش خبر هم در حال گزارش گرفتن از یک آسایشگاه معلولان مخصوص کودکان است که همه منگل هستند و یکیشون داره برای من و شما دعا میکنه...
7-شیکه سراسری هم در حال تهیه گزارش از بخش سرطان یک بیمارستان دولتی است......
8-شبکه 2 هم در حال پخش یک برنامه طنز تهوع آور می باشد........
9- شبکه تهران هم صحنه فجیع یک تصادف را لحظه به لحظه گزارش می کند....
10-دو نفر از مدیران ورزشی و عرزشی در یک برنامه زنده کلی از خجالت هم در میان و ....
و همه اینها در حالی است که 12 شب هم یه برنامه فیس تو فیس به نام راز هم از شبکه 4 پخش میشه اون هم فقط بعضی شبها و فقط بعضی برنامه هاش به دل میشینه
و احتمالا در شبهای آینده قبل از افطار افراد زیر مشاهده می شوند و به حال عرفانی و ملکوتی لحظات افطار ما کمک می کنند:
-مصاحبه با آقایی که 20 سال است بر اثر بلند کردن یک جسم حجیم دچار بادفتق مزمن شده و بدلیل تنگ دستی عمل جراحی نکرده و همزمان از ناراحتی بواسیر هم رنج می برد.
-مستندی در مورد دوقلوهایی که الان 30 سالشونه و از ناحیه باسن سی ساله که به هم چسبیدن....
در هر حال وقتی هم که با مدیران رده بالایی درد و دل میکنی در مورد برنامه سازی و برنامه های تلویزیون یه فکرایی می کنن که بی ربط به لطیفه زیر نیست:
دکتر و کمردردهای ناموسی !
یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه .
دکتر بعد از معاینه ازش میپرسه: خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده: «من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!!! دربالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن،ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که می دوید و در همان حال داشت لباس می پوشید. من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.
دکتر به مریض بعدی که به نظر می رسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته. میگه مریض قبلیِ من بد حال به نظر می رسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟
مریض پاسخ میده: باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم. من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را می پوشیدم، شما باور نمی کنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!
وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.
دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه: از کدوم جهنمی فرار کردی؟!
خب، راستش توی یه یخچال بودم که یهو یه نفر اونو از طبقه ی سوم پرتاب کرد پایین .

خبر اول:معترضان به وضع نامناسب اقتصادی در اسپانیا در نظر دارند برای رساندن صدای اعتراض خود فاصله مادرید تا بروکسل را پیاده بروند. بسیاری از کسانی که قرار است در این تظاهرات اعتراض آمیز شرکت کنند کسانی هستند که پای پیاده خود را از سراسر اسپانیا به مادرید رسانده اندهدف اولیه آنان برگزاری تظاهرات در مادرید بود ولی بعد از این اقدام می خواهند در هشتم اکتبر و بعد از گذر از فرانسه، خود را به بروکسل برسانند.
خبر دوم:رئیس جمهوری کشورمان با تاکید بر سازندگی ایران گفت: وجود فقر در کشور عیب است و خوشبختانه با اجرای طرح یارانه ها و پرداخت نقدی کسی محتاج نان شب نیست.
خبر سوم:سازمان ملل متحد خواستار اقدام فوري براي جلوگيري از گسترش قحطي در سومالي شده است. در عين حال، حدود 12 ميليون نفر نيز در مناطق قحطيزده نيازمند کمکهاي فوري هستند. سازمان ملل هفته گذشته دو بخش از جنوب سومالي را منطقه قحطيزده اعلام کرد. ساکنان اين دو منطقه با خشکسالي، قحطي، نزاع و فقر دست به گريبان هستند و دهها هزار سوماليايي ساکن اين مناطق طي بيش از نيم قرن گذشته بر اثر گرسنگي شديد جان خود را از دست داده اند.
نکته جالب اینجاست که همه دغدغه نان شب دارند و از گرسنگی می نالند اما تعریف اروپایی ها از این گرسنگی آنچنان است که همه دور هم جمع شده اند به بزن و برقص و احتمالا در مسیر بروکسل سری به سواحل جنوب فرانسه هم می زنند و چرخی هم درپاریس و بعد خودشان را به بروکسل می رسانند و بعد با هواپیما بدون هیچ نتیجه ای بازمی گردند منزل خویش
و در این میان یک عده که یارانه ای هم ندارند فقط و فقط از فرط گرسنگی می میرند و مردن تنها راه حل شنیدن اعتراضشان است. اگرچه فقط شنیده می شوند..........

![]()
پرده اول :
اینجا ترکیه است و عقربه های ساعت 9:05 دقیقه صبح دهم نوامبر 2009 ( سه شنبه 19 آبان 1388) را نشان می دهد. هوا در استانبول اندکی خنک است. تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان و زندگی ماشینی می جوشید اما به یک باره انگار زندگی در استانبول و ترکیه از توقف ایستاده است ! ماشین ها وسط خیابان، پل و کوچه ها متوقف شده اند و راننده و مسافران در را باز کرده و سر پا ایستاده اند. مردم عادی که تا لحظاتی پبش در کوچه ها و پیاده روها در حال حرکت بودند به یکباره با سکوتی مبهم بی حرکت مانده اند. در وهله اول این اقدام ترک ها بسیار تعجب آور بود. شاید اگر شما هم روز سه شنبه 10 نوامبر در استانبول بودید متعجب می شدید ! در اینحال مردم بعد از یک دقیقه بی حرکت ماندن به حرکت خود ادامه دادند. سالی یک بار اکثر مردم ترکیه رأس ساعت 9 و پنج دقیقه دهم نوامبر به مدت یک دقیقه به صورت سر پا بی حرکت می ایستند. ماشین ها متوقف می شوند. کارگران ساختمانی نیز از جای خود تکان نمی خورند و سکوت کامل بر همه جا حکمفرما می شود، به طوری که می توان گفت زندگی در ترکیه برای یک دقیقه می ایستد ! اما علت آن چیست ؟ بعد از پرس و جو دریافتیم دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاترک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم ترکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیان گذار جمهوری شان با اختیار کردن سکوت در هر کجا که هستند بطور ثابت می ایستند. امسال هفتاد و یکمین سال درگذشت آتاترک بود. آتاترک به هنگام دوره ضعف عثمانی در لیبی، بالکان، سوریه و چندین کشور دیگر که آنزمان جزو امپراتوری عثمانی بودند مقابل انگلیسی ها و سایر کشورهای استعمارگر ایستاد. اکنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در کنسولگری ها و سفارتشان در ترکیه به حالت نیمه افراشته درمی آورند.(منبع روزنامه)
![]()
پرده دوم:
اینجا ایران است.۱۴ و ۱۵ خرداد ماه ایام رحلت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی که پس از سالها تبعید و مبارزه آزادی را به ملت ایران هدیه کرد.
جاده چالوس مملو از ماشینهایی است که در ترافیک جاده مانده اند.این حجم خودرو به گونه ای است که اگر کسی نداند فکر می کند امام خمینی در چنین روزی در دریای خزر غرق شده اند...!!!!!!!!
ای کاش این روز ها تعطیل نبود و ای کاش مردم ایران هم فارغ از گرایشهای سیاسی در داخل یا خارج از کشور به احترام این مرد بزرگ که از اولاد پیامبرشان نیز بود فقط یک دقیقه سکوت می کردند.........
از نظر اقتصادی شما با پرداخت میانگین یک میلیون تومان صاحب بهترین ماشین ظرفشویی در بازار خواهید شد در حالی که در سایت کارخانه های تولید کننده این محصول عمر مفید آن 1000 ساعت ذکر شده است.تازه این عمر مفید هم با احتساب 2 بار کارکرد در هفته آن هم 1 ساعت در نظر گرفته شده است.با یک حساب سر انگشتی 10 سال دیگر عمر مفید این دستگاه تمام می شود و به خرج می افتد.این نکته نیز قابل ذکر است که تغذیه این دستگاه با قرص ها و پودر های خاصی است که بعضا نمونه های وطنی آن نیز از طرف نمایندگی ها توصیه نمی شود و باید از نمونه خارجکی آن بهره گرفت که معمولا حدود 10000 تومان آب می خورد.اگر شما ظرف نشسته هم نداشته باشید حتما هفته ای یکبار باید از آن استفاده کنید ولو ماشین خالی باشد...
![]()
در بعضی از نقاط کشور هم که آب شهری ایشان املاح سنگینی دارد توصیه شده است از تصفیه کننده های خانگی آب قبل از اتصال دستگاه به آب شهری بهره گیرند.همچنین بطور میانگین 1 الی 1/5 ساعت هر بار کارکرد این دستگاه معادل 1/6 تا 2 کیلو وات ساعت برق مصرف می کند که با مصرف 26 تا 40 لیتر آب معادل 26 شیشه آب معدنی شما آخر ماه باید کلی از مبلغ قبض آب و برق بدون یارانه خود تعجب کنید!!!!!!!!!
راه حل ساده این موضوع این است که شما زن بگیرید!!!!!!!!!!!
این پیشنهاد دارای مزایای زیر می باشد:
1- اولا شما زن گرفته اید که این خود کار بسیار مهمی در این دوران می باشد.
2- غیر از ظرف شستن اختیار همسر کارکرد های بسیاری دارد که ظرف شستن اصلا در مقابل آنها مهم نیست مثل اینکه شما یک شریک زندگی پیدا کرده اید که در مشکلات به شما کمک می کند همدم و مونس شماست و کارهای منزل را انجام می دهد و شما را به کمال می رساند و از این حرفایی که روز خواستگاری همه می زنن......
3- با ورود همسر به شناسنامه شما 45500 تومان ماهیانه یارانه دولتی وی به حساب شما واریزمی شود که با خرید ماشین ظرفشویی چنین اتفاقی نخواهد افتاد .اگر دوران عقد را هم طولانی کنید و به 2 سال بکشانید پول یک ماشین ظرفشویی را طی این دوسال در جیبتان گذاشته اید.
4- نقش تربیت فرزند هم از محاسن ازدواج است که در اینجا یارانه های متعلق به فرزندان نیز باید به حساب آید که خودش کلی پول می شود.(ارزش افزوده) تازه اینکه اگر دولت هم سر قولش مبنی بر واریز 1 میلیون تومان برای هر نوزاد بماند شما در اینجا هم کلی کاسبی کرده اید.
5- به جای دوبار در هفته و آن هم یک ساعت شما تمام هفته و آنهم 24 ساعته یک نیروی تمام عیار در اختیار دارید.
6- تازه فرد مورد نظر هم بطور مستقیم از برق و آب استفاده نمی کند.
7-خوراک فرد مذکور هم خارجی و داخلی ندارد و چه بسا داخلی ها بیشتر به مزاجشان بیاید.
البته از این نکته نباید غافل شد که بعضی از ماشین های ظرفشویی هم همان اوایل کار خراب از آب درمی آیند و چند برابر قیمتشان برای شما خرج می تراشند که از این نکته در باب ازدواج هم استفاده می شود!!!!
پی نوشت: از نوشته بالا کسی برداشت تعدد زوجات نکند بدلیل آنکه به غیر از اقتضای مصالح در این دوران این همه ظرف هم کسی برای شستن ندارد لذا با همون یکی کارتون راه می افتد!!!!
در ضمن در زمینه مبحث زن دوم و سوم و ... من حتی با شوخی اش هم مخالفم (حالا جدی اش یه مبحث دیگری است!!!)